اکو تراست سند شناخت — منطق محاسبه
بازگشت به معرفی اکو تراست
سند شناخت — منطق محاسبه نسخهٔ کنترل‌شده

امتیاز بر چه منطقی ساخته می‌شود

این صفحه توضیح می‌دهد مدل چه چیزی را می‌سنجد، هر رکن چگونه به نمره تبدیل می‌شود، چرا وزن‌ها به این شکل تقسیم شده‌اند و کدام وضعیت‌ها بیرون از معادله عمل می‌کنند — همراه دو پروندهٔ نمونه که نشان می‌دهد این منطق در عمل به چه نتیجه‌ای می‌رسد. مقادیر عددی کالیبراسیون در این صفحه نیامده‌اند و در نسخهٔ کنترل‌شدهٔ سند نگهداری می‌شوند.

ساختار

پنج نمره، پنج وزن، یک عدد

ساختار محاسبه عمداً ساده است. پنج رکن هر کدام به یک نمرهٔ فرعی روی مقیاسی مشترک تبدیل می‌شوند، در وزن خودشان ضرب و با هم جمع می‌شوند، و حاصل روی سنجهٔ ۰ تا ۱۰۰۰ می‌نشیند. تمام دشواری کار در همان تبدیل اول است: اینکه دادهٔ خام هر رکن چگونه به نمره‌ای قابل مقایسه با چهار رکن دیگر تبدیل شود.

امتیاز=۰٫۴۰·E1 + ۰٫۲۰·E2 + ۰٫۱۵·E3 + ۰٫۱۵·E4 + ۰٫۱۰·E5مقیاس‌شده روی سنجهٔ ۰ تا ۱۰۰۰
نمادرکنجنس نمره‌دهی
E1رفتار بازپرداخت روی پلتفرمکاهنده — از نمرهٔ کامل شروع و با هر رویداد منفی کم می‌شود
E2رتبهٔ اعتباری ایرانیاننگاشت مستقیم از مقیاس رسمی به مقیاس مدل
E3تسهیلات و تعهدات نزد سایر بانک‌هاپلکانی، بر پایهٔ نسبت بار بدهی به گردش
E4موجودی و گردش حسابترکیب دو زیرشاخص با وزن برابر
E5مسدودی و چک برگشتیکاهنده — فقط کم می‌کند، هیچ‌گاه اضافه نمی‌کند

چرا معادله را ساده نگه داشته‌ایم

وسوسهٔ همیشگی در طراحی اسکورکارت این است که با افزودن جمله‌های تعاملی و توابع غیرخطی، چند درصد به دقت آماری اضافه کنند. ما این مسیر را نرفتیم و دلیلش عملیاتی است نه فنی. امتیازی که کارشناس اعتباری نتواند در یک جلسه برای مشتری توضیح بدهد، در عمل دور زده می‌شود؛ و امتیازی که ممیز نتواند مسیرش را دنبال کند، در اولین بازرسی زیر سؤال می‌رود. سادگی معادله قیمتی است که برای قابل دفاع بودن پرداخته‌ایم، و آگاهانه پرداخته‌ایم. پیچیدگی جایی نشسته که قابل آزمون و بازبینی است: در قواعد تبدیل دادهٔ خام، که هر کدام مستقل کالیبره و پایش می‌شوند.

رکن یک · وزن ۴۰٪

رفتار بازپرداخت: سه چیز هم‌زمان سنجیده می‌شود

این سنگین‌ترین بخش مدل است، چون تنها ورودی‌ای است که رفتار واقعی بنگاه را می‌سنجد، نه اظهار خودش را و نه ارزیابی دیگران را. پشتوانه‌اش پنج سال دادهٔ چرخهٔ عمر برات، ضمانت‌نامه، اوراق گام و اعتبار اسنادی آنلاین در زنجیرهٔ تأمین است. هر بنگاه با نمرهٔ کامل وارد پنجرهٔ مشاهده می‌شود و هر رویداد منفی از آن کم می‌کند. اما «چقدر کم می‌کند» پاسخ ثابتی ندارد؛ به سه چیز بستگی دارد.

یک — شدت رویداد

رویدادهای منفی در پنج طبقه دسته‌بندی می‌شوند و جریمهٔ هر طبقه به‌طور معناداری از طبقهٔ پیش از خودش بیشتر است. ترتیب شدت، از سبک به سنگین:

طبقهٔ رویدادتعریفجایگاه در شدت
تأخیر کوتاهورود به بدهکاران و بازگشت در چند روزسبک‌ترین رویداد ثبت‌شونده
تأخیر متوسطماندن در بدهکاران تا حدود یک ماهچند برابر تأخیر کوتاه
تأخیر بلندماندن در بدهکاران تا مرز شصت روزنزدیک به سقف جریمهٔ دستهٔ تأخیر
ورود به مشکوکعبور از شصت روز و تغییر سرفصل حسابداریجهش شدید — نه ادامهٔ تدریجی دستهٔ قبل
تسویهٔ ناقصتسویه به مبلغی کمتر از ابزار، مستقل از تأخیررویداد مستقل، جمع‌شونده با جریمهٔ تأخیر
مرز شصت روز، پله است نه شیب. میان تأخیر بلند و ورود به مشکوک، جریمه به‌طور ناپیوسته جهش می‌کند. این تصمیم از واقعیت سیستم برات و سایر ابزارهای اعتباری می‌آید: در روز شصت‌ویکم فقط یک روز اضافه نشده — طبقهٔ حسابداری مطالبه عوض شده و پرونده وارد فرایند دیگری شده است. مدلی که این مرز را با شیب ملایم رد کند، چیزی را می‌سنجد که در دفاتر بانک اتفاق نمی‌افتد.

دو — کهنگی رویداد

یک تأخیر سه‌ماهه و یک تأخیر بیست‌ماهه دو معنای متفاوت دارند. اولی خبر می‌دهد که بنگاه همین حالا در فشار نقدینگی است؛ دومی فقط می‌گوید زمانی بوده است. مدل رویدادها را در پنجره‌ای چندساله نگه می‌دارد و اثرشان را پلکانی کم می‌کند: رویداد جاری کامل اثر می‌گذارد، رویداد میان‌سال بخشی از اثرش را از دست می‌دهد، و رویداد قدیمی فقط سایه‌ای باقی می‌گذارد. بیرون از پنجرهٔ مشاهده، رویداد از محاسبه خارج می‌شود اما از تاریخچه حذف نمی‌شود — و تفاوت این دو در ممیزی اهمیت دارد.

نتیجهٔ عملی این قاعده برای مشتری روشن است: سابقهٔ بد ترمیم‌پذیر است. بنگاهی که الگوی رفتاری‌اش را اصلاح کند، بدون آنکه چیزی از پرونده‌اش پاک شود، ظرف چند فصل امتیازش را بازیابی می‌کند. این ویژگی عمدی است؛ مدلی که راه بازگشت نداشته باشد، انگیزهٔ اصلاح رفتار را از بین می‌برد و در عمل مشتری را به پلتفرم دیگری می‌فرستد.

سه — تکرار الگو

اگر چند رویداد هم‌نوع در بازه‌ای نزدیک تکرار شوند، مجموع جریمهٔ آن دسته در ضریبی بزرگ‌تر از یک ضرب می‌شود. این ضریب با هر تکرار رشد می‌کند و سقف دارد، تا یک دورهٔ بحرانیِ کوتاه، پروندهٔ بنگاه را برای همیشه از کار نیندازد.

چرا الگو مهم‌تر از شدت است. یک تأخیر بلند معمولاً یک اتفاق است: دیرکرد یک مشتری بزرگ، یک محمولهٔ گیرافتاده، یک اختلال بانکی. اما سه تأخیر کوتاه در یک سال اتفاق نیست؛ نشانهٔ این است که مدیریت نقدینگی بنگاه ساختاراً روی لبه کار می‌کند. ادبیات ریسک اعتباری و تجربهٔ خودِ پلتفرم هر دو یک چیز می‌گویند: بسامد، پیش‌بینی‌کنندهٔ بهتری برای نکول آینده است تا شدت یک رویداد منفرد. ضریب تکرار همین یافته را وارد عدد می‌کند.

در ادامهٔ همین صفحه دو پروندهٔ نمونه می‌بینید که این قاعده در آن‌ها تعیین‌کننده است — و اختلافی که ایجاد می‌کند از اثر تفاوت رتبهٔ رسمی دو بنگاه بزرگ‌تر است.

ارکان دو تا پنج

سه پنجرهٔ بیرونی و یک فیلتر بازدارنده

رکن اول می‌گوید بنگاه با ما چطور رفتار کرده است. سه رکن بعدی می‌گویند بیرون از پلتفرم چه خبر است، و رکن پنجم فقط دنبال نشانه‌های بازدارنده می‌گردد. هر چهار، قاعدهٔ تبدیل از پیش اعلام‌شده و یکسانی برای همهٔ بنگاه‌ها دارند.

رکن دو — رتبهٔ اعتباری ایرانیان

نگاشت مستقیم و بدون دستکاری از مقیاس رسمی به مقیاس مدل. اینجا هیچ قضاوتی اضافه نمی‌شود؛ کاری که مدل می‌کند فقط هم‌مقیاس کردن است تا این رتبه بتواند کنار چهار رکن دیگر بنشیند. اگر رتبه در دسترس نباشد — که برای بنگاه‌های تازه‌تأسیس رایج است — مقداری خنثی جایگزین می‌شود و امتیاز با نشان «دادهٔ ناقص» صادر می‌گردد. نه فرض خوش‌بینانه می‌گذاریم و نه بدبینانه؛ نبودِ داده را به‌عنوان نبودِ داده گزارش می‌کنیم.

رکن سه — تسهیلات و تعهدات نزد سایر بانک‌ها

پرسش این رکن ساده است: از توان بازپرداخت این بنگاه، چه سهمی پیشاپیش به دیگران تعهد شده است؟ مبنا نسبت مجموع مانده تسهیلات و تعهدات به گردش سالانهٔ تأییدشده است و نمره‌دهی پلکانی است، نه پیوسته. دلیلش این است که در عمل، تفاوت دو بنگاه در دو پلهٔ مختلف معنادار است ولی تفاوتشان در یک پله نویز اندازه‌گیری است. تسهیلات سررسیدگذشتهٔ فعال، جدا از نسبت بار بدهی، نمرهٔ این رکن را مستقلاً کاهش می‌دهد.

رکن چهار — موجودی و گردش حساب

این تنها رکنی است که توان را می‌سنجد نه سابقه را، و از دو زیرشاخص با وزن برابر ساخته می‌شود. اولی پوشش نقدی است: میانگین مانده در برابر تعهدات ماهانهٔ پیشِ رو. دومی پایداری گردش است: اینکه گردش ماهانه حول یک روند باثبات نوسان می‌کند یا جهشی و بی‌الگوست. زیرشاخص دوم اغلب نادیده گرفته می‌شود، در حالی که دو بنگاه با گردش سالانهٔ برابر و الگوی متفاوت، دو ریسک کاملاً متفاوت‌اند.

رکن پنج — مسدودی و چک برگشتی

این رکن از نمرهٔ کامل شروع می‌کند و فقط کم می‌شود؛ هیچ بنگاهی برای «نداشتن چک برگشتی» امتیاز اضافه نمی‌گیرد، چون این وضعیتِ طبیعی است نه دستاورد. چهار نشانه در آن دیده می‌شود: چک برگشتی رفع‌شده، چک برگشتی رفع‌نشده، مسدودی قضایی فعال، و بدهی غیرجاری در شبکهٔ بانکی. همان ضریب کهنگی رکن یک اینجا هم اعمال می‌شود، و دو مورد از این چهار نشانه علاوه بر کسر نمره، قاعدهٔ قاطع را هم فعال می‌کنند.

قواعد قاطع

چهار وضعیت که امتیاز کل حرفشان را نقض نمی‌کند

در بعضی وضعیت‌ها، بالا بودن امتیاز کل نباید مجوز صدور اعتبار بدهد. این قواعد بیرون از معادله اجرا می‌شوند و سقف طبقه را می‌بندند، حتی اگر عدد امتیاز طبقهٔ بالاتری را نشان بدهد.

وضعیتاثرچرا بیرون از معادله
چک برگشتی رفع‌نشدهسقف طبقه C — صدور فقط با تصویب کمیتهیک تعهد پرداخت نکول شده و هنوز جبران نشده است. این وضعیت را نباید بتوان با گردش خوب یا رتبهٔ رسمی بالا پوشاند؛ اگر داخل معادله بیاید، دقیقاً همین اتفاق می‌افتد.
مسدودی قضایی فعالتوقف صدور اعتبار جدیدوقتی دارایی بنگاه در اختیار خودش نیست، سنجش توان بازپرداخت بی‌معناست. اینجا مسئله اندازهٔ ریسک نیست، امکان‌پذیری است.
ورود به مشکوک در ماه‌های اخیرسقف طبقه B۲این رفتار جاری است نه سابقه. ضریب کهنگی هنوز آن را تخفیف نداده و نباید با نمرهٔ خوب ارکان بیرونی خنثی شود.
مطالبهٔ سوخت‌شده در پنجرهٔ کنترلطبقه Dشدیدترین رویداد ممکن در چرخهٔ عمر ابزار. منطق کسر تدریجی نمره برای این وضعیت طراحی نشده و اعمالش نتیجهٔ گمراه‌کننده می‌دهد.
قاعدهٔ قاطع فقط سقف می‌گذارد. اگر امتیاز محاسبه‌شده پایین‌تر از سقفِ قاعده باشد، همان امتیاز پایین‌تر ملاک است. هیچ قاعده‌ای طبقهٔ بنگاه را بالا نمی‌برد؛ جهت اثر همیشه یک‌طرفه است.
پروندهٔ نمونه یک

شرکت الف — خوش‌حساب با دو لغزش کوچک

بنگاهی با سابقهٔ دوساله و حجم فعالیت متوسط روی پلتفرم. پرونده‌اش تمیز است ولی بی‌نقص نیست — و همین آن را نمونهٔ خوبی می‌کند، چون بیشتر بنگاه‌های سالم دقیقاً همین شکل‌اند.

نیم‌رخ پرونده

محوروضعیت
رفتار روی پلتفرم
حجم فعالیتچند ده ابزار در پنجرهٔ مشاهده — سابقهٔ کافی برای وزن کامل رکن یک
تسویهٔ سر وقتبخش بزرگ ابزارها بدون هیچ رویدادی تسویه شده‌اند
رویدادهای منفیدو تأخیر کوتاه و یک تسویهٔ ناقصِ جبران‌شده
پراکندگی زمانیرویدادها در دو سال پخش‌اند، نه خوشه‌ای در یک بازه
ورود به مشکوکبدون سابقه
داده‌های بیرونی
رتبهٔ اعتباری ایرانیاندر نیمهٔ بالای مقیاس رسمی
بار بدهیسبک — سهم کوچکی از گردش سالانه به دیگران تعهد شده
پوشش نقدیمانده کمی بیشتر از تعهدات ماهانهٔ پیشِ رو
پایداری گردشبسیار باثبات
چک برگشتی و مسدودیندارد

آنچه در محاسبه اتفاق می‌افتد

رکن رفتار بازپرداخت با کسر کوچکی از نمرهٔ کامل بسته می‌شود و سه عامل این کسر را مهار کرده‌اند. اول اینکه هر سه رویداد در طبقات سبک قرار می‌گیرند. دوم اینکه دوتایشان آن‌قدر قدیمی‌اند که ضریب کهنگی اثرشان را به کسری از مقدار اولیه رسانده. و سوم — که مهم‌ترین است — ضریب تکرار فعال نمی‌شود، چون از دو تأخیر هم‌نوع فقط یکی داخل بازهٔ نزدیک است. در سمت بیرونی هم هر سه رکن در پله‌های بالا می‌نشینند و رکن پنجم دست‌نخورده می‌ماند.

نتیجهٔ شرکت الف
ضریب سقف اعتبار۴ برابر پایه
پوشش وثیقه۰ تا ۱۰ درصد
مسیر تصویبتصویب خودکار
امتیاز۸۷۲از ۱۰۰۰
A۱

پایهٔ محاسبهٔ سقف، میانگین گردش ماهانهٔ تأییدشدهٔ بنگاه روی زنجیره است و ضریب طبقه روی همان اعمال می‌شود، نه روی رقمی که بنگاه اظهار کرده. طبقه A۱ یعنی تصویب بدون دخالت کارشناس و بازبینی شش‌ماهه.

نکتهٔ خواندنی این پرونده. اگر همان دو تأخیر کوچک به‌جای پخش‌شدن در دو سال، هر دو در ماه‌های اخیر رخ داده بودند، دو اثر هم‌زمان فعال می‌شد: ضریب کهنگی دیگر آن‌ها را تخفیف نمی‌داد، و ضریب تکرار روی مجموعشان می‌نشست. با همان تعداد رویداد و همان شدت، پرونده به مرز طبقهٔ پایین‌تر می‌رسید. زمان‌بندی رویدادها به‌اندازهٔ خودشان اهمیت دارد.
پروندهٔ نمونه دو

شرکت ب — همان قواعد، نتیجهٔ کاملاً متفاوت

بنگاهی با حجم فعالیت کمتر و الگوی تأخیر تکرارشونده. این پرونده نشان می‌دهد چه چیزی واقعاً امتیاز را پایین می‌آورد — و آن چیز، معمولاً همانی نیست که حدس زده می‌شود.

نیم‌رخ پرونده

محوروضعیت
رفتار روی پلتفرم
حجم فعالیتحدود نیمی از شرکت الف
رویدادهای منفیسه تأخیر با شدت‌های متفاوت، هر سه در بازهٔ نزدیک
پراکندگی زمانیخوشه‌ای — همه در یک دورهٔ فشرده
ورود به مشکوکیک مورد، در نیمهٔ دوم پنجرهٔ مشاهده، تسویه‌شده
داده‌های بیرونی
رتبهٔ اعتباری ایرانیانحوالی میانهٔ مقیاس رسمی
بار بدهیسنگین — نزدیک به کل گردش سالانه تعهد شده است
پوشش نقدیکمتر از تعهدات ماهانهٔ پیشِ رو
پایداری گردشنوسان قابل توجه
چک برگشتییک مورد، رفع‌شده و قدیمی
مسدودیندارد

آنچه در محاسبه اتفاق می‌افتد

رکن رفتار بازپرداخت نزدیک به نیمی از نمره‌اش را از دست می‌دهد و همین، با وزن چهل‌درصدی‌اش، سرنوشت پرونده را تعیین می‌کند. اما سهم اصلی این کسر از خودِ تأخیرها نمی‌آید؛ از ضریب تکرار می‌آید که چون هر سه رویداد هم‌نوع در بازهٔ نزدیک‌اند فعال شده و مجموع جریمهٔ آن دسته را به‌طور محسوسی بزرگ کرده است. ورود به مشکوک هم اثر گذاشته، ولی چون قدیمی است ضریب کهنگی بخش عمدهٔ آن را تخفیف داده. در سمت بیرونی، بار بدهی سنگین و پوشش نقدی ناکافی هر دو در پله‌های پایین می‌نشینند و کمکی به جبران نمی‌کنند.

نتیجهٔ شرکت ب
ضریب سقف اعتبار۰٫۵ برابر پایه
پوشش وثیقه۶۰ تا ۱۰۰ درصد
مسیر تصویبکمیتهٔ اعتباری
امتیاز۵۴۱از ۱۰۰۰
C

هیچ قاعدهٔ قاطعی فعال نشد: ورود به مشکوک در بازهٔ اخیر نبوده و چک برگشتی رفع شده است. پس طبقه مستقیم از امتیاز می‌آید. بازبینی ماهانه است و صدور هر ابزار جدید از مسیر کمیته می‌گذرد.

خواندن نتیجه

چه چیزی امتیاز را پایین آورد و چه چیزی نتوانست نجاتش دهد

دو تحلیل حساسیت روی پروندهٔ شرکت ب، هر کدام با تغییر یک ورودی و ثابت نگه‌داشتن بقیه. این دو مقایسه بیشتر از هر توضیحی منطق مدل را نشان می‌دهند.

اگر رتبهٔ رسمی‌اش خوب بود

با جایگزینی رتبهٔ اعتباری ایرانیانِ شرکت ب با رتبهٔ خوبِ شرکت الف و ثابت نگه‌داشتن هر چیز دیگر، پرونده فقط یک طبقه بالا می‌رود و همچنان در نیمهٔ پایین جدول می‌ماند. سقف اثری که این رکن می‌تواند بگذارد به وزن بیست‌درصدی‌اش محدود است و در عمل بخش کوچکی از آن جابه‌جا می‌شود. رتبهٔ بیرونی خوب، الگوی رفتاری بد را نمی‌خرد.

اگر همان تأخیر را یک‌جا داشت

اگر مجموع روزهای تأخیر شرکت ب به‌جای سه رویداد جدا در یک رویداد بلندِ واحد رخ داده بود — یعنی تقریباً همان تعداد روز دیرکرد — پرونده دو طبقه بالاتر می‌ایستاد. کل این اختلاف از ضریب تکرار می‌آید و از اثر تغییر رتبهٔ رسمی در سناریوی کناری بزرگ‌تر است. برای این مدل، سه لغزش کوتاه بدتر از یک لغزش بلند است.

این یک انتخاب طراحی است، نه نتیجهٔ ریاضی. مدل عمداً بسامد را بیشتر از شدت جریمه می‌کند، چون فرض بنیادینش این است که تکرار پیش‌بینی‌کنندهٔ بهتری برای نکول آینده است. این فرض ادعا نیست؛ با آزمون بازگشتی روی سابقهٔ واقعی نکول سنجیده می‌شود و ضریبش بر همان مبنا کالیبره می‌گردد. اگر داده خلافش را نشان بدهد، ضریب عوض می‌شود و نسخهٔ تازهٔ وزن‌ها با تاریخ و دلیل ثبت می‌گردد — بی‌آنکه امتیازهای صادرشده در گذشته بازنویسی شوند.
کفایت داده

وقتی سابقه کم است، مدل وانمود نمی‌کند که می‌داند

رکن اول تنها زمانی معنا دارد که تعداد کافی ابزار تسویه‌شده پشتش باشد. برای بنگاه تازه‌وارد، مدل به‌جای تولید عددی بی‌پشتوانه، وزن‌ها را بازتوزیع و امتیاز را نشان‌دار می‌کند.

وضعیترفتار مدلنشان روی امتیاز
سابقهٔ بسیار کم روی پلتفرموزن رکن یک به‌طور محسوس کاهش می‌یابد و میان ارکان بیرونی بازتوزیع می‌شودسابقهٔ ناکافی
سابقهٔ محدودوزن رکن یک تا حدی کاهش می‌یابدسابقهٔ محدود
سابقهٔ کافیوزن‌های استاندارد اعمال می‌شوند—
نبود رتبهٔ اعتباری رسمیمقدار خنثی جایگزین می‌شوددادهٔ ناقص

این نشان صرفاً یک برچسب نیست؛ روی برگهٔ استعلام و در پرونده هم می‌آید تا تصمیم‌گیرنده بداند عدد بر چه حجمی از شواهد ایستاده است. امتیاز ۷۰۰ با سابقهٔ کامل و امتیاز ۷۰۰ با نشان «سابقهٔ ناکافی» دو چیز متفاوت‌اند و نباید یکسان خوانده شوند.

بازمحاسبه رویدادمحور است

امتیاز منتظر پایان دوره نمی‌ماند. سررسید ابزار، تسویه (کامل یا ناقص)، تغییر طبقهٔ حسابداری مطالبه، دریافت استعلام تازه، ثبت چک برگشتی یا مسدودی، و انتشار نسخهٔ جدید وزن‌ها — هر کدام بازمحاسبهٔ کامل را فعال می‌کنند. نسخهٔ پیشین حذف نمی‌شود و کنار نسخهٔ تازه با زمان و علت باقی می‌ماند، تا هر امتیاز تاریخی با وزن‌های روزِ خودش قابل بازتولید باشد. این شرط لازم برای پاسخ‌دادن به پرسش «چرا آن روز این عدد صادر شد» است.